شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
386
نفثة المصدور ( فارسى )
پ پالهنگ - 52 / 7 دوال و ريسمانى باشد كه بر كنار لجام اسپ جنيبت بندند و صيد و شكار و مجرم و گناهكار را نيز بدان محكم بربندند ، و كمند دو شاخه و چوبى كه بر گردن سگ نهند . « برهان م » . زمخشرى در « مقدّمة الأدب » ، « پالهنگ » را در ترجمهء « مقود » آورده است و در معنى آن گفته : « هو حبل يشدّ فى الزّمام أو اللّجام يقادبه » . ر ك : « لغت فرس » ص 292 . پاليزبان - 102 / 9 باغبان . « لغت فرس » ص 395 ، بستانبان و دهقان و نگاهدارندهء فاليز را گويند . « برهان م » . پاياب - 97 / 2 بن حوض و دريا را گويند . « لغت فرس » ص 22 . « برهان م » . پاىافشردن - 120 / 10 كنايه از استوارى و ثبات قدم ورزيدن است . « برهان م » ، « رشيدى » ذيل : پاى فشردن . قس : « پاى سخت كردن » ، « جهانگشاى جوينى » ج 1 ص 53 س 4 ، و « دندان افشردن » ، « تاريخ بيهقى » ص 190 س 16 .